سوال:
برای احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر در این روزها چه کنیم؟
پ.ن: لطفا حوصله کنید و زحمت بکشید و نظرات خود را بنویسید.پیشاپیش سپاس گذارم
پ.ن۲:مطالب قابل نشر دوستان پس از ویرایش در ادامه پست و در قسمت پاسخ این سوال و نه قسمت نظرات قرار خواهد گرفت.
پاسخ های دوستان:
فا۲:
و اما اگر ما ، امر به معروف را در یک دایره محدود ، آن هم به وسیله افراد معلومی زندانی کنیم ، دشمن هم در تبلیغات خودش ، بنا می کند سمپاشی کردن ؛ که در ایران بناست از این به بعد نسبت به زنهای بد حجاب ، این طور عمل شود !
این واجب به این عظمت را ، که قوام همه چیز به اوست ، بیاورند در دایره ای محدود ، در خیابانهای تهران ؛ آن هم نسبت به چند نفر زنی که وضع حجابشان مثلاً درست نیست ، این است معنای امر به معروف ؟ این است معنای حضور نیروهای مومن در صحنه های گوناگون جامعه!؟
قضیه ، بالاتر از این حرفهاست .
تخلفها یک اندازه نیست ؛ یک نوع نیست. تخلفها ، تخلفهای فردی نیست.
بالاترین تخلفها، آن تخلفها و آن جرائمی است که پایه های نظام را سست می کند ،
نومید کردن مردم ، نومید کردن دلهای امیدوار ، کج نشان دادن راه راست ، گمراه کردن انسانهای مومن و با اخلاص ، سوء استفاده کردن از اوضاع و احوال گوناگون در جامعه اسلامی ، کمک کردن به دشمن ، مخالفت کردن با احکام اسلامی ، تلاش برای به فساد کشاندن نسل مومن ...
امروز دستهایی تلاش می کنند ، تا فساد را به صورت نامحسوس – نه آن طوری که شما در خیابان آن را ببینید و بفهمید و مشاهده کنید – به شکل های گروهکی ، ترویج کنند و جوانان را به فساد بکشانند؛ پسرها را به فساد بکشانند ؛
مردم را به بی اعتنایی بکشانند .
منکرات ، اینهاست. منکرات اخلاقی ، منکرات سیاسی ، منکرات اقتصادی ... همه جا ، جای نهی از منکر است .
یک دانشجو هم ،در محیط درس می تواند نهی از منکر کند ، یک کارمند شریف هم ، در محیط کار خود ، می تواند نهی از منکر کند. یک کاسب مومن هم ، در محیط کار خود ، می تواند نهی از منکر کند. یک هنرمند هم ، با وسایل هنری خود ، می تواند نهی از منکر کند. روحانیون در محیط های مختلف ، یکی از مهمترین عوامل نهی از منکر و امر به معروف اند نمی شود این واجب بزرگ الهی را در دایره های کوچک ، محدود کرد.
کار هم ، کار همه است . اینطور نیست که مخصوص عده خاص باشد. البته هر کس وظیفه ای دارد .
من در پیام تشکری که منتشر شد ، عرض کردم ، قشرهای مختلف ، باید جایگاه خود را در امر به معروف و نهی از منکر پیدا کنند . هر کس ، جایگاهی دارد ، و بداند که کجا باید نهی از منکر بکند!
"مقام معظم رهبری"
علی:
عمل در حد وسع خود .یعنی وظیفه شناسی و عمل به وظیفه .که آن هم یک چیز شخیصت و به مقدار زیادی به درونیات فرد بستگی دارد این وظیفه شناسی و عمل به وظیفه که عمل به وظیفه خیلی سخت تر از وظیفه شناسی است.
حالا اگر کل جامعه وظیفه خود را شناختند و عمل کردند.این اصل احیا میشود.یعنی یک حکم قطعی نمی توان صادر کرد چون وظیفه ها تابع وسع انسان ها و شرایط پیرامون است.تمام درد جامعه ی ما اینست که جامعه ی وظیفه شناسی نداریم.
جامعه ی ما شدیدا خودخواه است.یعنی مصالح فردی به شدت بر مصالح جامعه برتری دارد.انتخاب رشته های دانشگاه در کنکوری ها بر اساس بازار کار و علاقه است صرفا.خودم را اولین نفر می گویم.چون دوران دبیرستان کسی نبود من را به وظیفه ام آشنا کند فقط به فکر رشته ای بودم که بازار کار داشته باشد.نه این که نیازی از نیاز های اسلام و مسلمین را برطرف کند.
یا سرمایه داران به جای نیاز سنجی و برطرف کردن نیاز ها برای جامعه نیاز سازی کاذب می کنند.
باید جامعه عادت کند وظیفه شناس باشد.این هم وظیفه متولیان فرهنگی جامعه است که همه شان تعطیل انداز حوزه و روحانیون بگیر که بزرگترین عیبشان اینست که در قم متراکم شدند و حاضر نیستند در بروند از قم تا آموزش و پروش افتضاح.جامعه ی شدیدا بی دردی داریم.
خلاصه :احیا امر به معروف نیاز به وظیفه شناسی و عمل به وظیفه دارد.
آهو:
http://www.mohtad.blogfa.com
فا۲:
سوال: چند وقتي است که مشکل بدحجابي و ارائه فرهنگهاي غلط در دانشگاهها دغدغه بسيج اين دانشگاهها شده است. اگر قاطعيت را ملازمه کارمان کنيم، مطرود خواهيم شد. پيشنهاد حضرتعالي چيست؟
مقام معظم رهبري (حفظه الله ) :
قاطعيت يعني چه؟ يعني برخورد فيزيکي و جسماني؟
اينکه درست نيست و ما اصلاً اين را توصيه نـميکنيم؛ اما گفتن و تذکّر دادن، خوب است. چه اشکال دارد با اخلاقِ خوب تذکّر دهند؟ ديروز حديثي را براي جمعي ميخواندم که آمر به معروف و ناهي ازمنکر بايد خودش به آنچه دارد امر و نهي ميکند، هم عالم باشد و هم عامل. «رفيق لمن يأمر و رفيق لمن ينهي»؛ با رفق ومدارا امر و نهي کند. امر و نهي، يعني دستور دادن - بکن، نکن – غير از تمنا کردن است؛ اما همين را با رفق، مدارا و محبّت – نه با خشونت – انجام دهد. به نظرم اينطوري بايد عمل شود.
ديدار با دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتي 22/2/82